خرید بک لینک
جمعه بود و تولد فایزه جان و ماه رمضان و مادرشوهری که قول یک افطاری جانانه و تشریفاتی را به عروسش داده بود برای تولدش!! این شد که از ظهر شروع کردیم به ساختن پیراشکی و البته خود فایزه جان هم اومد کمک و صد البته با خنده و شرمندگی کیک تولدشم خودش همونجا پخت!! و عصری نزدیک اذون بود که عمو زنگ زد که اگه جایی نی رین بیاین افطار بریم کوهسنگی همگیاین شد که برای افطار سر از کوهسنگی در آوردیم و با افطاری به اندازه همه اعضای حاضر خانواده عمو و عمه و البته هر کس هم افطار خودش رو آورده بود و عمو هم لطف کزده بود و شله و حلیم خریده بودن آخر شب هم کیک تولد رو همه با هم نوش جان کردیم که الحق خیلی هم خوشمزه ده

برچسب: افطاری,طعم,تولد, نویسنده: رضا کریمیان تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 7:28

گیر داده بودم وسط ظهر گرم رمضان ها که برم سینما و دنبال یکی هم می گشتم که پایه باشه و بیاد

حالا بگو اخه سینما وسط ظهر و ماه رمضان که نشه تنقلات خرید دیگه چه صیغه ایه

خلاصه بعد یک عالم التماس تو گروه خانم های تلگرام فاطمه جان رو با خودم همراه کردم و باهم به تماشای فیلم نهنگ عنبر در سینما هویزه رفتیم

مرسی عزیزم که باهام همراه شدی

برچسب: سینما,وسط,ظهر,گرم,رمضان, نویسنده: رضا کریمیان تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 7:28

شب عید فطر بود یعنی دقیقا دیروز عصر قبل آخرین اذان رمضان تصمیم گرفتم برم و موهام رو کوتاه کنم تصمیم همان و گرفتن وقت برای کوتاهی اونم به فاصله ۱۰ دقیقه همان و رفتن به آرایشگاه هم دیگر همان خانم آرایشگر تا چشمش به موهای بلند من افتاد به فکر بافتن موهام افتاد قبل اینکه دست به قیچی ببره ... تا از این راه خودش هم با فروش موهای من فیضی ببره ولی بعد اینکه تلاشش در جهت بافت یکدفعه و ساده و سریع موهام یک جورایی به شکست انجامید موهام رو دو دسته کرد و به صورت خرگوشی بافت و بعدم قیچی رو برداشت و از بیخ از سرم جداشون کرد!! القصه اینکه موهای بلند و بلوندمان به نفع ایشون مصادره شد و آنچه در صورت ما جایش را

برچسب: ورژن,جدید, نویسنده: رضا کریمیان تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 7:28

راستش تولد عروس کوچولومون به دلایل متعدد از جمله همزمان شدن با روزهای امتحانات پایان ترم و ماه رمضان و... از طرف ما با تاخیر گرفته شد

و موکول شد به تعطیلات عید فطر فایزه جان زحمت کشیده و روز قبلش که خونمون بودن کیک رو دست کردن و دوشنبه شب هم تولد به خوشی و خرمی برگزار شد

کادوهای ما یک پیراهن و یک قاب عکس و مبلغ وجه نقد بود که دقیقا با کادوی تولد فایزه جان یکسان هم بود

برچسب: تولد,عروس,کوچولو, نویسنده: رضا کریمیان تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 7:28

راستش پنج شنبه شب با پیشنهاد و اصرار مادر رحیمه جان میهمان آنها شدیم در باغ شان در حوالی طرقدر الحق که باغ بکر و باصفایی بود ته یک دره پر پیچ و خم و تقریبا خطرناکبا گوشه ای از بهشت رو به رو می شدی که نشسته هم دست را دراز می کردی میوه های رنگانگ بود که می توانستی از درختان بچینی و کیف کنی گیلاس آلبالو سیب گلابی توت و..... در هرنقطه ای درلابه لای هر قسمتی از باغ، درخت میوه ای میافتی زیبایی طبیعت و هوای پاکش یک روز دلنشین را برایمان رقم زد و در آخین ساعات عصر هم چایی آلبالوی خوش رنگ چشم ها و دلهایمان را صفا داد

برچسب: گردش,خوشمزه, نویسنده: رضا کریمیان تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 7:28

پنت بال بازی هیجان انگیزی است شاید بشود گفت شبیه سازی تقریبا واقعی از میدان جنگ

زمینی پر از موانع ماشین های به اصطلاح تیرو ترکش خورده و سنگرهای دست ساز و....

یک بازی گروهی و هیجان انگیز در دو تیم و با دشمن های فرضی که هر تیم اعضای تیم مقابل را دشمن خود می داند گلوله های رنگی که با اصابت به تو پر از رنگ می شوی

هیجان این بازی در کنار کلیه اعضای خانواده آن هم جمعه شب در هتل توریست توس بسی خاطره انگیز بود و جالب

برچسب: پنت,بال, نویسنده: رضا کریمیان تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 7:28

بودجه تخصیص یافته به ورزشکاران جام رمضان امسال ، یک ست کامل استخری شامل مایو کلاه و عینک و کیف بود که با توجه به گرمای طاقت فرسای آغازین ماه تابستان حسابی هیجان آب و بازی و شنا را در ذهنهایمان متبلور ساخت و خنکی آب را برایمان تداعی بخشید

برچسب: هدیه,کاملا,تابستانه,دانشکده,ورزشکاران,جام,رمضان, نویسنده: رضا کریمیان تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 7:28

صفحه بندی